|
«پینتر و اگزیستانسیالیسم»
میثم نبی
در مقاله ای که با عنوان پینتر و اگزیستانسیالیسم ارائه می گردد سعی بر آن است که به بررسی جنبه های مختلف آثار نمایشنامه نویس معاصر و برنده ی جایزه ی نوبل 2005 هارولد پینتر بر مبنای آرا و اندیشه های مکتب اگزیستانسیالسم پرداخته شود. میزان تاثیر گذاری این مکتب در خلق آثار دراماتیک پینتر چه به لحاظ حال و هوا و فضای نمایشنامه ها و همچنین ویژگی شخصیت های نمایشی وی از دیگر مسائل قابل بررسی است . این نوشتار سعی بر آن ندارد که با قطعیت به اثبات این مطلب بپردازد که پینتر در آثارش به طور مستقیم از این مکتب فلسفی تاثیر گرفته یا نه . بل که سعی بر آن است تا میزان تاثیر و نفوذ این مکتب به عنوان یک اندیشه ی جاری در دوره ی انسان مدرن مورد بررسی قرار گیرد . حال چه این اندیشه را به نام مکتبی فلسفی بنامیم یا خیر .از بعدی دیگر حتی اگر این تاثیر پذیری غیر مستقیم و نا خواسته باشد نمایانگر نگرش و باور جدیدی است که انسان آن دوران به دلیل شرایط و دلایل گوناگون فکری ،اجتماعی و تاریخی به آن نائل آمده است . جهت بررسی آثار پینتر و ارتباط آن با مکتب اگزیستانسیالیسم نخست لازم است به تعریف کلی این مکتب و نوع نگرش آن نسبت به « انسان » پرداخت :
· اگزیستانسیالیسم (اصالت وجود ) اگزیستانسیالیسم )1(جریانی فلسفی و ادبی است که پایه آن بر آزادی فردی، مسوولیت و نیز عینیت گرایی است. از دیدگاه اگزیستانسیالیستی، هر انسان، وجودی یگانهاست که خودش روشن کننده سرنوشت خویش است. اگزیستانسیالیسم از واژه اگزیستنس ( 2) به معنای وجود بر گرفته میشود. از متفکران و پیشگامان این مکتب می توان به ژان پل سارتر، مارتین هایدگر، گابریل مارسل، سورن کییرکه گور اشاره کرد . اگزيستانسياليسم به دو وجه «مسيحى» و «منکر واجب الوجود» تقسیم می شود و وجه مشترک هر دو بر تقدم وجود بر ماهیت است. از پيروان اگزيستانسياليسم مسيحى مىتوان کارل ياسپرس و گابريل مارسل و از اگزيستانسيالسمهاى منکر واجب الوجود، مارتين هايدگر را می توان نام برد. · درونمایه های اگزیستانسیالیسم :
1- وجود بر ماهیت مقدم است :
انسان فاعلی آگاه ( 3) است . «بشر هيچ نيست، مگر آنچه از خود مىسازد». انسان در این مکتب دارای اختیار است و به همین علت باید مسئولیت هر انتخاباش را بپذیرد .
2- دلهره : درون مایه ی دوم اگزیستانسیالیسم ترس یا هراسی است که به چیز خاصی رهنمون نمی شود . دلهره هراس از پوچی انسانی است . این مضمون حاکی از آن است که دلهره شرط بنیادی نافذ و عام وجود انسانی است .
3- بیهودگی و پوچی : اگزیستانسیالیست می گوید من قبول دارم که من وجود خودم هستم . اما این وجود بیهوده است . وجود داشتن چونان وجودی انسانی تبیین ناپذیر است و کلاً بیهوده . هر یک از ما صرفاً به این مکان پرت شده است . کیر که گور پیشگام این مکتب می پرسد : اما چرا اینجا و چرا اکنون ؟ بی هیچ علت و بدون هیچ پیوند ضروری . فقط به طور احتمال و بنابراین زندگی من داده ی احتمالی بیهوده است . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. Existentialism 2.Exitence 3.subject ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 9:53 توسط آراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبنوشت های میثم نبــــــــی
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
معرفی کتاب مقالات مدیریت وبلاگ آثار در دست چاپ و نگارش مدیریت وبلاگ |
|
RSS
|