تبليغاتX
دلم به تنگی (کوچه های قدیمی) است
Image and video hosting by TinyPic

در پناه سایه ام باش .خیالت جمع . من یک تنه در مقابل تمامی بادهای مخالف ایستاده ام . ایستادنی آنگونه که از یک مرد بر می آید ...مردانه ... که من هم باید مردانگی را همچون بزرگ مردان پیش از خویش ، بیاموزم .

نه به خاطر عهد های دروغین آدمیان عهد عتیق ، که هنوز هم در پی ظرف های عتیقه بر مردار مردگان اند . تنها به خاطر یک نفر و یک چیز . به حرمت نان و نمک . به احترام خواسته ی بزرگ مردی که بزرگواری اش بزرگ تر از تمامی پدر بزرگ های عالم است و قصه هایش همیشه شبیه قصه ی آدم .

 

  من زیبایی ایستادن را از استواری  مادری آموخته ام  که فرشته های بالای سرش  زیباتر از فرشته های بالدار تمثال مریم  است و لالایی های شبانه اش علم الیقین و عین الیقین توامان بر من . من ایستادن را از کسی آموخته ام که نقاشی هایش همیشه در قاب های  عمودی است. پس با تمامی حرف هایم  . با تمامی زخم هایم  بی هیچ هراسی همچنان خواهم ایستاد و خواهم ایستاد و خواهم ایستاد .

که باید ایستادن را ،  آنگونه که از یک مرد بر می آید  بیاموزم.

 

       لحظه پشت بند لحظه  و  زمان از پس زمان دیگر بگذار که بگذرد . مهم نیست . مطمئنم  که در زمانی نه چندان دور  بادهای سرکش نیز فروکش خواهند کرد و آن زمان این منم که  سهم خود را از سخاوت این بادهای سهمگین خواهم ستاند .

حتی اگر که تمامی تنم آهسته آهسته به تاراج کلاغان رفته باشد استخوانهای تنم به اندازه ی مترسکی کوچک ارزش خواهند داشت برای علم شدن در مزرعه ای بزرگ  ...

 

فصل آخر  کویر این تن هم خواهد گذشت ؛ خواهیم دید.  دوباره قد کشیدن خوشه های گندم  در مزرعه ای که میراث نیاکان من است را خواهیم دید  .جشن گندم را در فصل پاییز خواهیم دید.   و آن موقع دوباره بر تو خواهم گفت :

 دیدی که پاییز غم انگیز نبود ؟ مترسکت را در گوشه ای از مزرعه به پا کن و تا همیشه  آسوده از سیاهی کلاغ های شوم باش.

 

باورش داشته باش  . لا اقل به حرمت همین نان و نمک . یا به بزرگواری مردی که سنگ قبرش درگوشه ای از همین مزرعه  مخفی شد ه در لا بلای خوشه های گندم است .

 که سراسر حقیقت بود  . نشان به آن نشان که در گوشه ای از این دشت . در تپه ای که خورشید از پشت آن طلوع می کند .در زیر آسیاب چوبی قدیمی .سنگ قبری هست که رویش نوشته اند :

هابیل .

 

و هر کسی نمی داند که من وتو

هر دو از نسل اوییم.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 1:5  توسط آراز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وبنوشت های میثم نبــــــــی

پیوندهای روزانه
وحید هما تاش
خانه کتاب
خلیل جلیل زاده ( مداد و مدار )
كارگاه نقد
آدمک
حسین عزیز
نشریه ادبی جن و پری
پندار
هفتان
ناتاشا امیری
خوابگرد
سایت ادبی دیباچه
نشریه ادبی هنری فیروزه
مانا
امیر محمد اعتمادی
استاد شمس لنگرودی
رها دلدار
امیر پناهی
آرش راد
علی حدادی اصل
مهدی رجبی
محمد مقدم
امیر حسین دانشور
محمد محجوبی
سایت آی کتاب
سایت کتاب ایران
سایت عکس ایران
نشریه اینترنتی کافه داستان
رضا مهدوی هزاوه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
آرشیو موضوعی
معرفی کتاب
مقالات مدیریت وبلاگ
آثار در دست چاپ و نگارش مدیریت وبلاگ
پیوندها
بابا لنگ دراز
شقایق
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
معلم
در حضور
اینجا...شب.شما به درون "مهتاب"می نگرید
اقلیما
پراکنده گویی های یک دختر ایرانی
رها
ادبی و داستان
دانیال
برگ خشک
خانم خانوما
سرنوشت
دست نوشته های یک نفر
اندیشه شریعتی
عــاشـــقـــان دیــــوانـه نــیـسـتــنـد
کافه دیدار
فعلا بی نام
عکاسی - گرافیک
روزگار از هم گسیختگی
فلسفه.هنر و معماری
مقالات سياسي و اجتماعي
حرف های آبرنگی من
دست نوشته های شبهای تنهایی
اندوهی از جنس غزل
سرزمین پارس
آرمیتیس
bahar
فیروزه - نشریه هنری الکترونیک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

http://i38.tinypic.com/2ujgvtx.gif