|
- شکل گیری اساطیر در زبان روزمره « اسطوره » به معنای ماجرای خیالی و افسانه ای به کار رفته است . فرهنگ آکسفورد اسطوره را با این کلمات توصیف می کند : « روایتی که جنبه ی افسانه ای محض دارد ». اما در اندیشه ی انسان نخستین اسطوره برابر با افسانه و خیال نیست . اسطوره بیان ماجرائی است واقعی که بیانگر نوع نگرش وی است به هستی و اساس زندگی خویش . با گذشت سده ها اندیشه ی آدمی پیرامون دنیای پیرامون به شکل روایت های گوناگونی در آمد و شکل ماجراهای اسطوره ای را به خود گرفت. این ماجرا ها به صورت شفاهی از نسلی به نسل بعد منتقل شد و اعتقادات و باور های مردم جدید را شکل داد. میرچا الیاده مردم شناس معروف قرن بیستم اعتقاد دارد که اسطوره داستانی است با رنگ و بوی معنوی که اصل پیدایش جهان ، جانوران ، گیاهان ، انسان و در کل همه ی وقایع اولیه و اصلی جهان را بیان می کند . در واقع اسطوره منشوری است که انسان نخستین بر طبق آن زندگی می کند وماجرائی است که می تواند سرمشق و نمونه ی همه ی کارهای معنی دار انسان آن دوران گردد. او می تواند پاسخ سوالهای بنیادین خویش را از قبیل اینکه هستی چیست؟ و خلقت چگونه شکل گرفته است ؟ و ده ها سوال دیگر را از دل روایت های اسطوره ای بیابد و با شناخت بنیان چیزها و اصل اشیائ و نحوه ی پیدایش آنها در آنها دخل و تصرف ایجاد کند و زندگی جدید را به نفع خویش تغییر دهد . * نمونه هایی از قدیمی ترین اسطوره های جهان الف . تیامات : تیامات اسطوره ای است متعلق به تمدن بین النهرین در وصف آفرینش جهان ، که به جنگ بین خدایان و چگونگی شکل گیری زمین و آسمانها می پردازد . در این اسطوره خدایان مذکر تصمیم به شورش علیه تیامات [ مادر خدایی که بر جهان حکومت می کرد ] میگیرند .این خدایان شخصی به اسم ماردوک را به رهبری خود انتخاب می کنند و به دنبال جنگ شدیدی در نهایت تیامات را به قتل می رسانند .در پی این ماجرا زمین و آسمان از جسم تیامات به وجود می آید و سپس ماردوک به عنوان خدای خدایان بر آن حکم فرمایی میکند . ب. مصائب آبیدوس : مصائب آبیدوس درباره ی مرگ و رستاخیز رب النوع اوزیریس از خدایان اساطیری مصر است . بر اساس اساطیر مصری اوزیریس ، پسر گپ( زمین ) و نات ( آسمان ) به جای پدرش به فرمان روایی می رسد و با خواهرش ( ایزیس ) ازدواج می کند . برادر اوزیریس بر اثر حسادت به قدرت وی او را می کشد و اندامهای مختلف او را در نقاط مختلفی از مصر مدفون می کند. اما ایزیس ( خواهر اوزیریس ) اندامهای برادر را به کمک آنوبیس (که بعد ها رب النوع مومیایی می شود ) از نقاط مختلف جمع آوری می کند و برادر را مجددا احیا می کند . اوزیریس که دیگر توان ماندن در زمین را ندارد پس از آنکه بدنش در آبیدوس دفن میشود برای اقامت به زیر زمین می رود و در آنجا قاضی ارواح می شود . این داستان معتبرترین داستان اساطیر مصری محصوب می شود . آئین مربوط به اوزیریس همه ساله در 2500 تا 550 ق.م در مصر باستان انجام می شده است · اساطیر در آثار حماسی : در گذر تاریخ اسطوره ها و داستان های افسانه ای همچنان جایگاه خویش را در میان مردمان نسل های بعد نیز حفظ کردند . با این تفاوت که هر چه درک انسان نسبت به محیط پیرامونش بیشتر شد از جنبه ی ماورائی اسطوره ها نیز کاسته شد . خدایان بزرگ متعدد موقعیت قبلی خود را از دست داده ، تنزل درجه یافتند و درپاره ای روایت ها ی جدید به الهگان تبدیل شدند و به مرور بستری را برای حضور «انسان» در این ماجراها را فراهم کردند .چنین بینشی که از افزایش درک انسان نسبت به پیرامونش حاصل گشته بود زمینه ساز شکل گیری گونه ای جدید در ادبیات به اسم « حماسه » گردید. اگر اسطوره سرود ستایش انسان ناتوان برای نیروهای مقتدر و توانا است ، حماسه سرودی است که انسان اگاه به نیروها و توانمندی های خویش می سراید . شرح قهرمانی ملی است که انسان وی را به عنوان قویترین و توانمندترین آدمیان از بین خود بر می گزیند و به جنگ با نیروهای ما فوق طبیعی می فرستد . شکست خوردن یا پیروزی وی در این مبارزات انچنان مهم نیست . آنچه که حائز اهمیت است جسارتی است که به وی اجازه ی چنین ایستادگی را می دهد . به واسطه ی همین جسارت و شجاعت است که در نزد مردمان ستوده می شود و قهرمانی ملی تبدیل می شود تا سرمشقی گردد بر سایرین. این اندیشه حتی در قدیمی ترین حماسه ی جهان به نام گیل گمش ، که در حدود 2000ق.م در تمدن بین النهرین زاده شده نیز مشهود است : گیل گمش ماجرای انسان نیمه خدایی است که از طرف خدا مامور می شود تا به مردم ستم دیده ی شهر اوروک در برابر ظلم پادشاهان یاری رساند .او در نهایت در این مبارزه پیروز می شود . اما اندوه مر گ که در کمین هر انسانی است او ر رها نمی کند .وی در جستجوی گیاهی که اکثیر زندگی است سفری طولانی را آغاز می کند و در نهایت ان گیاه را می یابد . اما ماری بر او پیشی می گیرد و در آخر کار گیل گمش نیز همچون هر انسان دیگری می میرد. « گیل گمش» ماجرای تلاش انسان دوره ی باستان است . انسانی که با تمام وجود برای چیره شدن بر نیروهای ما فوق طبیعی مبارزه می کند . این انسان اکنون چنان جسارتی پیدا کرده که تصمیم به خدای گونه کردن خود می گیرد تا با خدایان دیگر برابری کند . گیاه همان اکثیری است که می تواند او را به این خواسته برساند .کسی که از آن بهره مند شود تا ابد « نا میرا» خواهد شد . قابلیتی که تنها مختص به خدایان است . دلاوری های رستم در شاهنامه . هلاک شدن نیروهای شریر توسط راما در حماسه ی رامایانای هندوان . دلاوری های ایلیاد ؛ پهلوان یونانی در جنگ تراوا و شجاعت های زیگفرید اژدهاکش حماسه ی آلمانی زیگفرید همه و همه مبین همین ماجرا است . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 10:12 توسط آراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبنوشت های میثم نبــــــــی
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
معرفی کتاب مقالات مدیریت وبلاگ آثار در دست چاپ و نگارش مدیریت وبلاگ |
|
RSS
|