تبليغاتX
دلم به تنگی (کوچه های قدیمی) است - و پاییز ..................................... می رسد
Image and video hosting by TinyPic
ّّ

 

 

( به بهانه ی یک سالگی وبلاگم )

آمده ام که چیزی بنویسم . اگر چه شاید دیر ......... که دیریست  هوای دلم ابریست .

آمده ام که چیزی بنویسم ...... به یاد نرگس های باران خورده ی توی باغچه مان .  به یاد بند بند آجر ها   و به یاد تمام کودکی ام ....... به یاد دوستان گذشته و حال .... شاید هم به خوش یمنی دوستانی که در آینده خواهند آمد . به یاد تو .............. و به یاد خودم  که هنوز هم گاه گاهی ........دلم برای خودم تنگ می شود .........

 

 با همه ی اینها ......... با همه ی همه ی این دلتنگی ها ........... باور بکن که حال من خوب است . ...

مگر من چه از این زندگی می خواهم ؟ ها ؟

چه لذتی بالاتر از این که بارانی سفیدم را تنم کنم و در مسیری که آذین به زردی برگهای زرد است برای خودم قدم بزنم . در پشت نیمکتی چوبی بنشینم و بعد من بمانم قهوه ایه قهوه ای داغ که .......

بگذریم ....

 مثل نامه های قدیمی برایت می نویسم ..........نه مثل نوشته های اس ام اس ها و نامه های الکترونیکی........ مثل انشا های کودکی ام برایت می نویسم .....   ......... نه مثل مقاله های جدیدم ...  مثل غلط های املا هایم .... مثل لذت نمره ی بیست با بوی خودکار سبز عطری........مثل قشنگی مهر صد آفرین دفتر های انشایم  ... . ... مثل نامه ی چوپانی که دو کلاس بیشتر سواد ندارد و برای دوست قدیمی اش که به شهر رفته نامه می نویسد .مثل سرباز صفری که در گوشه ی برجک برای نامزدش نامه می نویسد . مثل مشق های دختر فال فروش بالای پل هوایی میدان انقلاب ...........

می نویسم که :

 

خدمت رفیق شفیق ..........سلام

از حال و روز من اگر پرسیده باشی باید بگویم . حال و روز من خوب است . تمرینات تئاتر با همه ی سختی اش خوب پیش می رود . حال گروه تئاتر آرتان خوب است . از دوستان قدیم دورم . دل تنگم برای رها . برای راز ماندگاری مانا . برای دستنوشته های رضا مهدوی هزاوه و

دل خوشیم به  دوستان جدیدی است که تنها دارایی من اند .  

از حال و روز من اگر خواسته باشی باید بگویم   : حال من خوب است . مگر من چه از این زندگی میخواهم  .

ها ؟ 

حالا کمی بخند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 22:15  توسط آراز |